Thursday, July 3, 2014

سلفی‌های عاشقانه زوج‌ها باعث نفرت دوستان‌شان می‌شود

تقاطع: هنوز زمان زیادی از فراگیر شدن “سِلفی” نگذشته که حالا دیدن سلفی‌‌های دونفره از افراد با پارتنرشان که “رِلفی” نام‌گذاری شده (Relationship+Selfie)، به منظره‌ای رایج در فیسبوک و اینستگرام تبدیل شده است.

نتایج یک تحقیق تازه که توسط دکتر “بنیامین لی”، استاد دانشگاه “هاورفورد” در ایالت پنسیلوانیای امریکا انجام شده حاکی از آن است که هرچند نگاه عاشقانه‌ی زوج‌ها در کنار هم به دوربین، معمولا نشان از قوی بودن رابطه‌شان دارد، اما این این‌گونه عکس‌ها می‌تواند باعث نفرت دوستان‌تان از شما شود.

این مطالعه که در ژورنال “رابطه‌های شخصی” (Personal Relationships) منتشر شده می‌گوید که افراد با دیدن عکس‌های دونفره دوستان‌شان احساس می‌کنند که آن‌ها نسبت به خودشان در رابطه‌های شادتری هستند.

تیم تحقیق این گزارش می‌نویسد: «وقتی شما “رلفی” پست می‌کنید یا وضعیت خود را به “در رابطه بودن” تغییر می‌دهید، و یا در مورد رابطه‌تان در فیسبوک می‌نویسید، دیگران تصور می‌کنند که شما در یک رابطه خوب هستید.»

آن‌ها اضافه می‌کنند: «اگر شما در یک رابطه‌ی قوی باشید، پروفایل فیسبوک‌تان آن را نشان می‌دهد و دوستان‌تان آن را به دقت درمی‌یابند.»

این محققان، حساب‌های کاربری جعلی در فیسبوک ساختند و سپس از ۱۰۰ شرکت‌کننده در این مطالعه خواستند تا از یک سو ارزیابی‌شان را از میزان شاد بودن افراد در رابطه‌شان بگویند و از سوی دیگر میزان علاقه‌شان را به زوج‌ها بر اساس استاتوس‌های‌شان اعلام کنند.

استاتوس‌هایی که در پروفایل‌های جعلی قرار می‌گرفت، از فاش‌گویی زیاد در مورد رابطه مانند این‌‌که “از این مرد راضی نیستم” تا ابراز احساسات معمولی‌تر هم‌چون “دوست‌دخترم را دوست دارم” و نیز پست‌های عادی مثل این‌که “برای مدت کوتاهی گوشی ندارم. ای-میل بزنید” را شامل می‌شد.

به گفته‌ی “دکتر لی”، نتایج نشان می‌دهد که افراد بعد از آن‌که استاتوس حاکی از خوب بودن رابطه را لایک می‌زنند و به این نتیجه می‌رسند که رابطه‌ی دوست‌شان قوی است، به سرعت نگاه‌شان نسبت به پست‌های بعدی او منفی می‌شود و به تدریج، پست‌های حاوی رضایت از رابطه، لایک کمتری می‌گیرند.

در مرحله‌ی دوم تحقیق، از بیش از شرکت‌کننده در آن خواسته شد تا به پروفایل‌های از پیش ساخته شده مراجعه کنند و بگویند که بر اساس این پروفایل‌ها، صاحبان آن‌ها چقدر از رابطه‌شان رضایت دارند و به آن متعهد هستند.

دکتر لی می‌گوید: «ما دریافتیم که پروفایل‌هایی با تصاویر دوتایی و استاتوس‌هایی درباره‌ی رابطه‌شان، به عنوان کسانی که رابطه‌شان قوی‌تر است شناخته شده‌اند و لایک‌های بهتری گرفته‌اند. با این وجود، آن‌هایی که بیشتر از رابطه‌شان تعریف کرده بودند، لایک کمتری گرفته‌اند 

 [دویچه وله]

Sunday, June 22, 2014

Major Histocompatibility Complex [Jennifer McDowall]

The immune system has several ways of protecting your body against invasion by viruses, bacteria, parasites and any other foreign intruder or cancerous cell.  The first line of defence is mounted by an innate immune response consisting of barriers such as skin, tears, saliva and mucus, as well as an inflammatory response.  This is followed closely by defensive mechanisms mounted by adaptive immune responses that are more specific for the invading intruder.  Adaptive immunity includes both a humoral response produced by antibodies, and a cell-mediated response produced by T cells that have the ability to destroy other cells.  The cell-mediated adaptive immune response is regulated by the major histocompatibility complex (MHC), so named because it is responsible for graft rejection, or tissue compatibility.  Individuals identical for this region can exchange grafts more successfully than those with different MHC combinations, which is not an easy task to find considering that the diversity of MHC combinations is extensive, such that there is on average roughly a 10% difference between any two unrelated individuals.  However, this diversity in MHC proteins has a protective function, making it more difficult for an invading pathogen to elude the host immune system.  A major role of the MHC is to bind small peptides and to present them to the cell surface where the antigen can be recognised by T cell receptors, the topic of next month’s Protein-of-the-Month.

MHC, a Means of Antigen Processing


            In humans, the MHC genes encode the human leukocyte antigens (HLAs) on the cell surface.  Proteins inside the cell are broken down into short fragments that can be displayed as peptide antigens by MHC molecules on the surface of the cell.  MHC molecules display both ‘self’ peptides derived from their own proteins, and foreign peptides derived from invading pathogens.  The immune system is constantly monitoring the surfaces of cells, and the MHC-presented peptides help immune cells to discriminate between normal antigens on the surface of all cells, and those that are foreign and potentially dangerous.  The immune system also monitors the amount of MHC-presented antigens, which helps them to target and destroy cancerous cells that often display increased amounts of self-antigens.  Defects in certain MHC genes lead to autoimmune disorders in which the body fails to recognize self-antigens, such as occurs in diseases like multiple sclerosis, inflammatory bowel disease, and in some forms of arthritis and diabetes.
            MHC proteins have the ability to bind to several different peptides, which is necessary as there are a vast number of potential peptide targets, and only a limited number of MHC proteins.  Furthermore, the different peptides that an MHC protein can bind are often structurally different from one another.  This is an unusual property for a protein, and makes MHC molecules very different from other immune system proteins such as antibodies and T cell receptors, both of which show much greater specificity for their targets.  MHC molecules are able to bind to such diverse peptides, because both the MHC binding pocket and the peptides are relatively flexible, the latter because of their small size.  In addition, water molecules can fill in the gaps between the MHC molecule and its peptide to improve its fit.

Sunday, June 15, 2014

دو چیز مانع خوشبختی انسان است


- وقت و زمان . که اگر برخورد درستی با آن نشود موجب گرفتاری خواهد بود.

مردم . انرژی و نیرو و وقتی که می‌بایست موجب رشد و تکامل ما بشود صرف تحت تأثیر قرار دادن دیگران می‌شود. من قرار است که کار خوب و درست و مناسب خودم را بکنم. اگر این کار من موجب خوشحالی و شادی و رضایت دیگران واقع بشود که چه خوب ولی اگر نگیرد بسیار باعث تأسف است ولی من همچنان کار درست و خوب و مناسب خودم را ادامه می‌دهم. ما اگر در زندگی به ساز دیگران برقصیم نابود خواهیم شد. روزی که ما بخواهیم که مردم برای ما دست بزنند وسط دست‌های مردم له خواهیم شد. روزی که بخواهیم مردم ما را بزرگ ببینند همانند بادکنکی می‌شویم که با فوت دیگران به آسمان فرستاده می‌شویم و به میزان بالا رفتن مان پایین افتادن وحشتناکی هم داریم. ما در تمام عمرمان می‌خواهیم ثابت کنیم که “من خوبم، ببین من چقدر خوبم.” یا “من را لطفأ دوست داشته باشید”. چرا؟ برای اینکه ته وجودمان نه به خوبی خودمان باور داریم و نه به خواستنی ودوست داشتنی بودن خودمان. بنابراین تمام زندگی ما دور این محور می‌چرخد که “چگونه حرف بزنیم، چگونه رفتار کنیم که مردم ما را دوست بدارند.” ولی چون خودمان خودمان را خوب نمی‌دانیم و خودمان را دوست نداریم هیچوقت به آن نتیجه نخواهیم رسید. آخر سر هم از آن همه کوشش پشیمان می‌شویم که به حساب خودمان این همه رنج بردیم که دیگران را خشنود و راضی کنیم ولی هیچ کس از ما خشنود و راضی نبود. و بیشتر و بدتر اینکه خودمان از خودمان خشنود و راضی نبودیم.
-دکتر هلاکویی

Tuesday, June 10, 2014

Means somethings

Every acquaintance, friends , every person who has place in your heart , it is the time with them that really means somethings, nothing else matters.
[After the wedding] 

Saturday, June 7, 2014

EQ


1. (Psychology) emotional quotient, a (notional) measure of a person's adequacy in such areas as self-awareness, empathy, and dealing sensitively with other people

چرا افراد افسرده از رختخواب بیرون نمی آیند

the-kray-twinsنزدیکترین تصویری که از افراد افسرده به ذهن خطور می کند این است که آنها قادر به بیرون آمدن از رختخواب نیستند. در دیدگاه های شناخته شده این عمل را ناشی از از دست انگیزه های معمولی در زندگی می دانند و اینکه شخص افسرده به خاطر عدم توانایی در روبرویی با مشکلات تسلیم می شود و انگیزه های ضروری برای ادامه زندگی در آنها کمرنگ می گردد.

یکی از شایع ترین تعریف ها نسبت به افسردگی این است که انسان افسرده تعادل شیمیایی هورمون های مورد نیاز درون مغزش را از دست داده است. ولی با وجود تلاش همه جانبه علم داروسازی برای فراهم کردن تعادل دوباره در مغز افراد افسرده، شاهد آن هستیم که بیماری افسردگی روز به روز گسترش بیشتری در دنیای معاصر می یابد.

دکتر روتنبرگ که خودش در نوجوانی تجربه وحشتناک افسردگی را لمس کرده است این تفسیر و تحلیل از افسردگی را کافی نمی داند بویژه اینکه همواره این پرسش در برابرش قرار می گرفت که چرا این بیماری روز به روز از شیوع بیشتری برخوردار می شود.

دکتر جاناتان روتنبرگ نویسنده کتاب « ریشه های تکاملی شیوع افسردگی» بدون آنکه منکر تاثیرات شفابخش داروهای افسردگی باشد بر اساس نظریه روانشناسی تکاملی، دلیل جدیدی را برای شیوع افسردگی ابراز کرده است که توضیح و تشخیص آن باعث دستیابی به راه حل های عملی برای مقابله با افسردگی خواهد داشت.

او برعکس نظریه عمومی معتقد است که افراد افسرده هرگز دست از آرزو و اهداف خویش بر نمی دارند. او مدعی است که انرژی و احساساتی که موجود زنده برای دستیابی به یک «چیز» به خرج می دهد بر اساس یک سیتم باستانی در بدن جانوران تعبیه شده است. به نظر او حیوانات چاره ایی ندارند جز تطبیق و عوض کردن و کم و زیاد کردن خواسته های شان و بدن شان نیز تنظیم شده است که به شکل های مختلف حس ناامیدی را با تلاش های خدشه ناپذیر ادامه دهند. برای مثال یک خرس اگر در شکار ماهی در رودخانه موفق نباشد به طور طبیعی می داند که احساسات و انگیزه هایش را کم و زیاد کند و مثلا به ماهی های مرده یا ماهی کوچکتر و یا حتی میوه ها برای رفع گرسنگی بسنده کند.
vangogh-sunflowers

دکتر روتنبرگ در تحقیقاتش نشان می دهد که انسانها از یک نظر با بقیه حیوانات فرق دارند. انسانها این قدرت را دارند که از هدف و سطح آرزوهای خود پایین نیایند. به اعتقاد دکتر روتنبرگ، بعضی از افراد افسرده بعد از یک شکست بزرگ به جای تغییر هدف تصمیم می گیرند که  انگیزه ها و سطح تلاش و توقع خود را به یکباره متوقف کنند.

از نظر او انسان افسرده بعد از روبرو شدن با سدهای بزرگ برای رسیدن به هدف، به جای آنکه دست از آن بکشند بر دستیابی به آن اصرار می ورزند و چون این وضعیت نمی تواند برای مدتی ادامه داشته باشد ضمن اصرار بر تعهدشان برای دستیابی به هدف، تا آنجا پیش می روند که چاره دیگری ندارند جز آنکه سیستم انگیزه، انرژی و تمایل خود را کاملا خاموش سازند.

مثال های زیادی را در زندگی می توان جستجو کرد. دونده حرفه ایی که همه زندگی اش را در این رشته گذرانده است بعد از جراحت قادر به ادامه رقابت نیست ولی قادر به جداسازی خود از تعهد و هدف اصلی زندگی اش نیست و به جای تغییر برنامه زندگی، دستور خاموش شدن انگیزه ها و انرژی در زندگی را برای خود صادر می کند. فردی که رابطه زناشویی اش به یکباره دچار اختلال شده است و همسرش را از دست داده است چون نمی خواهد موقعیت جدیدو هدف جدید زندگی را بپذیرد به یکباره دست از همه انگیزه ها و تمایلات زندگی بر می دارد.
از این منظر بعضی از افراد افسرده با تمام وجود خواهان حل مشکلات مربوط به رسیدن به هدف هستند ولی به خاطر یک قدرت تکاملی که مخصوص انسان هاست چون نمی خواهند بپذیرند که رسیدن به هدف ممکن نیست فرمان قطع انگیزه های زندگی را برای خود صادر می کنند.

دکتر روتنبرگ این نتیجه گیری را بسیار اساسی می داند چون اگر از این زاویه با افراد افسرده برخورد شود کافی است در دوران مشاوره به افراد افسرده این تشخیص منتقل شود که برای بیرون آمدن از وضعیت شان ناگزیر هستند دست از اهداف غیر عملی بردارند و انگیزه ها و احساسات و میل به زندگی را با اهداف جدید ایجاد کنند.

http://marde-rooz.com/?p=32819

Sunday, May 25, 2014

Being Different

معلومه ما با هم اختلاف داریم. شما هروقت به صورت جدی در  مورد هر مساله ای با هر کسی بهث کنید دچار اختلاف میشد.
امریکا , پول , کار , دموکراسی , مذهب ... شما بر رویه تمامه این مسائل میتونید با دیگران یا حتا با خودتون اختلاف داشته باشد.
ما حتا با خودمون هم اختلاف داریم. خودمون رو سرزنش میکنیم که چرا ٣-٤ سال گذشته همچین باوری   داشتم ..
بنا بر این دنبال این نباشیم که که با هم اختلافی نداشته باشیم.

4 types of disfunctional communications

1. Placating : هرچی شما بگید
2.Blaming
3.Computing : Tautology statements زن زن است , مرد مرد است  - انسان باید خوب باشد
4.Distracting

تنها راه صحبت کردن  هم سطح سازی است   Leveling
نه قصد حمله دارم, نه قصد دفاع , نه حالت پروتکتیو

Wednesday, May 21, 2014

Top 5 Regrets of the Dying [Bronnie Ware]

1. I wish I'd had the courage to live a life true to myself, not the life others expected of me. 
2. I wish I didn't work so hard.
3. I wish I'd had the courage to express my feelings.
4. I wish I had stayed in touch with my friends.
5. I wish that I had let myself be happier.   


 

Tuesday, April 15, 2014

Gödel's first incompleteness theorem

Any effectively generated theory capable of expressing elementary arithmetic cannot be both consistent and complete.