Tuesday, November 13, 2012

ناظری - زندگی زیباست - هوشنگ ابتهاج

http://www.youtube.com/watch?v=9oN8GIdnNQI

از نامه های بابا لنگ دراز به جودی ابوت:


جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که در افق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگرهم برسند ناگهان خود را در پایان خط می بینند. درحالی که نه به مسیر توجه داشته اند و نه لذتی از آن برده اند.
دیر یا زود آدم پیر و خسته می شود درحالی که از اطراف خود غافل بوده است. آن وقت دیگر رسیدن به آرزوها و اهداف هم برایش بی تفاوت می شود و فقط او می ماند و یک خستگی بی لذت و فرصت و زمانی که ازدست رفته و به دست نخواهد آمد. ...
جودی عزیزم! درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می شویم.
هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.
پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.
دوستدارتو : بابالنگ دراز

قسمت جذاب زندگی تو حاشیه های زندگی اش

زندگی زیباست


زندگی زیباست ای زیبا پسند


زنده اندیشان به زیبایی رسند



آنقدر زیباست این بی بازگشت



کز برایش میتوان از جان گذشت



مردن عاشق نمی میراندش



در چراغ تازه می گیراندش



باغها را گرچه دیوارو در است



از هواشان راه با یکدیگر است



شاخه ها را از جدایی گر غم است



ریشه هاشان دست در دست هم است



امیرهوشنگ ابتهاج 

دلیل احترام


بعضی  وقتا انسان با یک تخیل و رویائی پیش میرید   و وقتی که واقیت محکم جلوی شما ایستاد اون    موقع اون رویا رو تغیر میدید.  
مادامی که انسان فک کنه دیگران از اون  خوشهشون میاد خطری اون رو تهدید نمیکنه ، این دقیقن همون چیزیه که مردم به احترام اهمیت میدن ، چون فکر میکنن وقتی مردم احترام بهشون میزارند ناسزا بهشون نمیگند واون  یه نو سپری است برای احساس آرامش . به همین دلیل که انسان ها به همون میزان که نگران ترند به این اداب و مراسم و مناسک بیشتر اهمیت میدادن 

Be more concerned with your character than your reputation, because your character is what you really are, while your reputation is merely what others think you are. 
John Wooden 

Monday, November 5, 2012

The person with the least to lose is in charge in a negotiation or relationship.

Power may arise...

1. Competition
2. Risk taking or flair
3.Expertise
4. Morality
5. Deal with the people their own frame of reference.
6.Don't lie, just be evasive at most ; Honestly is the only defensible policy

and finally remember your gonna make horrible decision if you feel over confident.

Sign of liers

When people offer too much explanation, they might have reason. They don't usually do that for practicing. Probably they are gonna convince you or they are gonna make you believe a thing they like. People don't put too much words for no reason.

Remember things doesn't exist except in writing.

Life is negotiation & competiion

The only things you should do when your meets are not met is to increase the regret matrix for the other side. Let her/him to pay the higher price if she/he is gonna lose you. Respect the your opponent idea, but don't let her/him to believe just  hoping  the things stay the same , is gonna work. Don't leave anything fuzzy and remember things doesn't exist except in writing. Get somebody that has authority to negotiate.

Friday, November 2, 2012

You'll be unbeatable

عزیزم  اینو تو کله ات  فرو  کن : 

جلوی  ادب و  اخلاق ، علم ( General Knowledge ) و موفقیت (Your Specialization )  نمیشه مقاومت کرد 

Tuesday, October 23, 2012

زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند


شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود

مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من


خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد،  به آرامش زیبای یقین

با خودم می گفتم
زندگی،  راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
هیچ!!!
زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی در همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد

تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست

شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند

زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
قدر این خاطره را دریابیم

Faramarz Aslani, Ghadim

Faramarz Aslani

Monday, October 22, 2012

Main Threat to Epistemology

Always there has been threat that "The more you add, the more you distort the reality "