Thursday, March 17, 2011

یه نگاه به پذیرش هام از امریکا میندازمو ، دیگر هیچ 
1( New jersey Rutgers state university 
2( University of Texas  at  Arlington 
3( university of Wisconsin - Milwaukee  


Wednesday, March 16, 2011

کمدی الهی

زندگی هم شاید یه شوخی پشت وانتی باشه. جنبه داشته باش!





Near death experience philosophy and consequences

Having near death experience on 16 March 2011, oooh shit that was close. A 2kg weight fell down form 4th or 5th level and just landed near my shoes at my back. Near death experience, makes you fell alive, as you were not supposed to be dead, so lets Rock and roll. Lets just enjoy your life.

Tuesday, March 15, 2011

مکاتب بشری با تعریف ساده (Taken from fardadire)

سوسیالیسم: دو گاو دارید، یکی را نگه می دارید، دیگری را به همسایه خود می دهید.

کمونیسم: دو گاو دارید، دولت هر دو آنها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرشان شریک سازد.
فاشیسم: دو گاو دارید، شیر را به دولت می دهید. دولت آنرا به شما می فروشد.
کاپیتالسم: دو گاو دارید، هر دو آنها را می دوشید، شیر ها را بر زمین می ریزید تا قیمت ها همچنان بالا بماند.
نازیسم: دو گاو دارید، دولت به سوی شما تیراندازی می کند و هر دو گاو را می گیرد.
آنارشیسم: دو گاو دارید، گاو ها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند.
سادیسم: دو گاو دارید، به هر دوی آن ها تیر اندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیر ها می اندازید.
آپرتاید: دو گاو دارید، شیر گاو سیاه را به سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید.
بوروکراسی: دو گاو دارید، برای تهیه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر می کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید.
سازمان ملل: دو گاو دارید، فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو می کند. آمریکا و انگلیس گاو ها را از شیر دادن به شما وتو می کنند. نیوزلند رای ممتنع می دهد.
ایده آلیسم: دو گاو دارید، ازدواج می کنید. همسر شما آنها را می دوشد.
رئالیسم:دو گاو دارید، ازدواج می کنید، اما هنوزهم خودتان آنها را می دوشید.
رمانتیسم: دو گاو داریم، عاشق هم می شوند.
متحجریسم: دو گاو دارید، زشت است شیر گاو ماده را بدوشید.
فمینیسم: دو گاو دارید، حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید.
پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید، از هر کدام شیر بدوشید فرق نمی کند.
لیبرالیسم:دو گاو دارید، آنها را نمی دوشید چون آزادیشان محدود می شود.
دموکراسی: دو گاو دارید، از همسایه ها رای می گیرید که آنها را بدوشید یا نه.
سکولاریسم: دو گاو دارید، پس نیازی به خدا نیست.
کارگزاران وام میگیریم. یک دستگاه شیر دوشی می خریم.


مشارکت: دو گاو داریم، برای همه ایرانیان.
نهضت آزادی:  دو گاو داریم، هر دوشون از ما مسلمان ترند.
دفتر تحکیم: دو گاو داریم، در نتیجه ما تجمع می کنیم.
تساهل و تسامح: دو گاو داریم، با خودمان می شود سه نفر.
قرائت های مختلف(هرمنوتیک): دو گاو داریم، یکی شان تخم می گذارد زیرا قرائتش از شیر دادن متفاوت است.

Sunday, March 13, 2011

به طور کلی ژاپن جای خوبی برا تست شکاف هستیه نیست .  ژاپن اصلا جنبه اتم  رو نداره 

Thursday, March 10, 2011

چقدر گاهی یه شات و یسکی آدم رو آروم میکنه 
 اشخاص موفق از عمل باز
 نمي ايستند. اشتباه مي كنند، اما
 دست نمي كشند.

 كنراد هيلتون
هیچوقت خودت را برای کسی شرح نده، کسی که تو را دوست داشته باشد نیازی به این کار ندارد و کسی که تو را دوست ندارد، آن را باور نخواهد کرد
محبت، يعني دوست داشتن مردم بيش از استحقاق آنها

ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه که به آن می نگری

هیچکس با شهامت به خرج دادن نمی بازد، آدمها وقتی در انتظار زمان مناسب به سر می برند است که ممکن است ببازند

Wednesday, March 9, 2011

"خرس را نمي شود با صلوات از جنگل بيرون كرد"

قورباغه ها قورباغه ها را مي خوردند

مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند
قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند
لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند
عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند
مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند
حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن  به دنيا مي آيند
تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است
اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان

منوچهر احترامي

Friday, February 25, 2011

 معاشرت بر دانايي مي افزايد، ولي تنهايي مكتب نبوغ است.
((گيبون))

Monday, February 14, 2011

استراتژی و شاشش

حرکتی که توش استراتژی نیست,  بشاش توش
استراتژی که توش حرکت نباشه  ، احتمالا یا طرف کوسخوله یا خیلی زیرک  - البته قسمت دوم، مربوط به متوسطه شهروندان جامه نمیشه 


حسن‌علی آوانسیان ( Clickable)

در سیاست نه شوری هست، نه شوقی هست و نه نفرتی؛ نه اخلاقی بودن معنا دارد و نه اخلاقی نبودن. اهالی سیاست به خونسردی جهان را می‌نگرند و بر مبنای بازی قدرت تصمیم می‌گیرند، همین. می‌شود به شکل بازی سیاسی یک سیاستمدار ایراد گرفت اما متهم کردن سیاستمداران به بی‌اخلاقی و مثلا سنگدلی مانند متهم کردن آتش است به سوزاندن. گویی همانقدر که نقد احساسی در هنر مطلوب است، در سیاست بیهوده و نامطلوب خواهد بود


دست‌نوشتار‌های سیاسی-هنری، حسن‌علی آوانسیان