Sunday, March 22, 2015
Monday, March 16, 2015
Sunday, March 15, 2015
آدم های وسواسی؛ ولی آدمهای شاد
زندگی مانند یک پتوی کوتاه است.
آن را بالا میکشید، انگشت شستتان بیرون می زَنَد؛
آن را پایین میکشید شانههایتان از سرما می لَرزَد...
آدم های وسواسی؛
مدام در حال تست اندازه پتو هستند و زندگی را نمی فهمند!
ولی آدمهای شاد؛
زانوهای خود را کمی خم میکنند و شب راحتی را سپری می کنند.
ماریون هاوارد
آن را بالا میکشید، انگشت شستتان بیرون می زَنَد؛
آن را پایین میکشید شانههایتان از سرما می لَرزَد...
آدم های وسواسی؛
مدام در حال تست اندازه پتو هستند و زندگی را نمی فهمند!
ولی آدمهای شاد؛
زانوهای خود را کمی خم میکنند و شب راحتی را سپری می کنند.
ماریون هاوارد
Saturday, March 14, 2015
Wednesday, March 11, 2015
Science & Philosophy
فلسفه همیشه پرسش های اساسی و خوبی مطرح میکنه و اساسا کارش همینه که با مسائلی درگیر بشه که از حوزه علم خارجه , ولی در پاسخگویی به سوالات بشر به گرد پایه علم هم نمیرسه
Our personality
شخصيت ما از سه قسمت ساخته شده:
والد، كودك، بالغ
والد رفتار پدر و مادر ما در پنج سال اول زندگي ماست.
كودك، كودكي ماست كه ما به خاطر نمياوريم اما در ناخوداگاه ما نشسته است،
و بالغ فرديست كه امروز ما هستيم.
والد ما همان قسمت سختگير و فرمانده و عصباني و بكن نكن كننده ست.
كودك ما همان قسمتيست كه ميرنجيم ميترسيم از رها شدن وحشت داريم از دوست نداشته شدن ميترسيم.
در ارتباط با فرزندانمون چقدر با والدمان رفتار ميكنيم؟ ( بكن نكن، داد، تنبيه) چقدر با كودكمان رفتار ميكنيم؟ ( لجبازي ) چقدر با بالغمان رفتار مي كنيم؟ ( درك رفتار كودك و عكس العمل درست ما )
(برگرفته از كتاب ماندن در وصعيت اخر)
والد، كودك، بالغ
والد رفتار پدر و مادر ما در پنج سال اول زندگي ماست.
كودك، كودكي ماست كه ما به خاطر نمياوريم اما در ناخوداگاه ما نشسته است،
و بالغ فرديست كه امروز ما هستيم.
والد ما همان قسمت سختگير و فرمانده و عصباني و بكن نكن كننده ست.
كودك ما همان قسمتيست كه ميرنجيم ميترسيم از رها شدن وحشت داريم از دوست نداشته شدن ميترسيم.
در ارتباط با فرزندانمون چقدر با والدمان رفتار ميكنيم؟ ( بكن نكن، داد، تنبيه) چقدر با كودكمان رفتار ميكنيم؟ ( لجبازي ) چقدر با بالغمان رفتار مي كنيم؟ ( درك رفتار كودك و عكس العمل درست ما )
(برگرفته از كتاب ماندن در وصعيت اخر)
Wednesday, February 25, 2015
Tuesday, February 24, 2015
3 pieces of advice Stephen Hawking passed on to his children
"One, remember to look up at the stars and not down at your feet.
Two, never give up work. Work gives you meaning and purpose and life is empty without it.
Three, if you are lucky enough to find love, remember it is there and don't throw it away."
Friday, February 20, 2015
ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ
ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ، ﺩﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ ، ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺷﻪ...!
ﯾﮑﯽ ، ﺩﯾﮕﻪ ﺷﯿﮏ، ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻤﯿﺪﻩ..
یکی دیگه ب خودش نمیرسه...
ﯾﮑﯽ مدام ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻩ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ، عکس ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ...!
یکی محبت نمی کنه ...!
یکی دیگه محبت نميپذيره ...!
و.....
اینگونه است ک ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎ در ٣٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ و ﺩﺭ ٨٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﻓﻦ میشوند...!
پائولو كوئيلو
ﯾﮑﯽ ، ﺩﯾﮕﻪ ﺷﯿﮏ، ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﻤﯿﺪﻩ..
یکی دیگه ب خودش نمیرسه...
ﯾﮑﯽ مدام ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﻩ..
ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ، عکس ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ...!
یکی محبت نمی کنه ...!
یکی دیگه محبت نميپذيره ...!
و.....
اینگونه است ک ﺍﮐﺜﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎ در ٣٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻧﺪ و ﺩﺭ ٨٠ ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺩﻓﻦ میشوند...!
پائولو كوئيلو
Tuesday, February 10, 2015
هنر زندگى
تمام هنر زندگى و زندگى زناشويى در اينه كه من خوب و بهترين خودم باشم و از او خوب و بهترينش را بيرون بياوريم
اگر شما بد خود را آرائه دهيد از او حتما بد ترين را خواهيد ساخت
من خوب خودم را در ميارم و كارى ميكنم كه تو هم خوب خودت را انجام بدى پس هر دو بهترين خود خواهيم بود
اگر شما بد خود را آرائه دهيد از او حتما بد ترين را خواهيد ساخت
من خوب خودم را در ميارم و كارى ميكنم كه تو هم خوب خودت را انجام بدى پس هر دو بهترين خود خواهيم بود
اگر بد خود را به را بطه بياوريد از همسرتان بدترينش را خواهيد ديد
Dr.Farhang Holakuee
Wednesday, February 4, 2015
نسلِ بلاتکلیف
پدرم دلواپسِ آیندهی خواهرم است، اما حتی یکبار هم اتفاق نیفتاده که با هم به کافی شاپ بروند، در خیابان قدم بزنند و گاهی بلند بلند بخندند.
خواهرم نگرانِ فشارِ کاریِ پدرم است، اما حتی یکبار هم نشده که خواستههایش را به تعویق بیاندازد تا پدر برای مدتی احساسِ آرامش کند.
مادرم با فکرِ خوشبختیِ من خوابش نمیبرد. اما حتی یکبار هم نشده که با من در موردِ خوشبختیام صحبت کند و بپرسد: پسرم چه چیزی تو را خوشحال میکند؟
من با فکرِ رنج و سختیِ مادرم از خواب بیدار میشوم. اما حتی یکبار هم نشده که دستش را بگیرم، با او به سینما بروم، با هم تخمه بشکنیم، فیلم ببینیم و کمی به او آرامش بدهم.
ما از نسلِ آدمهای بلاتکلیف هستیم. از یکطرف در خلوتِ خود، دلمان برای این و آن تنگ میشود، از طرف دیگر، وقتی به هم میرسیم، لالمانی میگیریم! انگار نیرویی نامرئی، فراتر از ما وجود دارد که دهانمان را بسته تا مبادا چیزی در موردِ دلتنگیمان بگوئیم!
تکلیفمان را با خودمان روشن نمیکنیم. یکدیگر را دوست میداریم اما آنقدر شهامت نداریم که دوستداشتنمان را ابراز کنیم. ما آدمهای بیچارهای هستیم! آ
[Anonymous]
خواهرم نگرانِ فشارِ کاریِ پدرم است، اما حتی یکبار هم نشده که خواستههایش را به تعویق بیاندازد تا پدر برای مدتی احساسِ آرامش کند.
مادرم با فکرِ خوشبختیِ من خوابش نمیبرد. اما حتی یکبار هم نشده که با من در موردِ خوشبختیام صحبت کند و بپرسد: پسرم چه چیزی تو را خوشحال میکند؟
من با فکرِ رنج و سختیِ مادرم از خواب بیدار میشوم. اما حتی یکبار هم نشده که دستش را بگیرم، با او به سینما بروم، با هم تخمه بشکنیم، فیلم ببینیم و کمی به او آرامش بدهم.
ما از نسلِ آدمهای بلاتکلیف هستیم. از یکطرف در خلوتِ خود، دلمان برای این و آن تنگ میشود، از طرف دیگر، وقتی به هم میرسیم، لالمانی میگیریم! انگار نیرویی نامرئی، فراتر از ما وجود دارد که دهانمان را بسته تا مبادا چیزی در موردِ دلتنگیمان بگوئیم!
تکلیفمان را با خودمان روشن نمیکنیم. یکدیگر را دوست میداریم اما آنقدر شهامت نداریم که دوستداشتنمان را ابراز کنیم. ما آدمهای بیچارهای هستیم! آ
[Anonymous]
Monday, February 2, 2015
Sunday, February 1, 2015
Friday, January 30, 2015
Subscribe to:
Posts (Atom)

