Wednesday, June 18, 2014
Sunday, June 15, 2014
دو چیز مانع خوشبختی انسان است
- وقت و زمان . که اگر برخورد درستی با آن نشود موجب گرفتاری خواهد بود.
مردم . انرژی و نیرو و وقتی که میبایست موجب رشد و تکامل ما بشود صرف تحت تأثیر قرار دادن دیگران میشود. من قرار است که کار خوب و درست و مناسب خودم را بکنم. اگر این کار من موجب خوشحالی و شادی و رضایت دیگران واقع بشود که چه خوب ولی اگر نگیرد بسیار باعث تأسف است ولی من همچنان کار درست و خوب و مناسب خودم را ادامه میدهم. ما اگر در زندگی به ساز دیگران برقصیم نابود خواهیم شد. روزی که ما بخواهیم که مردم برای ما دست بزنند وسط دستهای مردم له خواهیم شد. روزی که بخواهیم مردم ما را بزرگ ببینند همانند بادکنکی میشویم که با فوت دیگران به آسمان فرستاده میشویم و به میزان بالا رفتن مان پایین افتادن وحشتناکی هم داریم. ما در تمام عمرمان میخواهیم ثابت کنیم که “من خوبم، ببین من چقدر خوبم.” یا “من را لطفأ دوست داشته باشید”. چرا؟ برای اینکه ته وجودمان نه به خوبی خودمان باور داریم و نه به خواستنی ودوست داشتنی بودن خودمان. بنابراین تمام زندگی ما دور این محور میچرخد که “چگونه حرف بزنیم، چگونه رفتار کنیم که مردم ما را دوست بدارند.” ولی چون خودمان خودمان را خوب نمیدانیم و خودمان را دوست نداریم هیچوقت به آن نتیجه نخواهیم رسید. آخر سر هم از آن همه کوشش پشیمان میشویم که به حساب خودمان این همه رنج بردیم که دیگران را خشنود و راضی کنیم ولی هیچ کس از ما خشنود و راضی نبود. و بیشتر و بدتر اینکه خودمان از خودمان خشنود و راضی نبودیم.
-دکتر هلاکویی
Tuesday, June 10, 2014
Means somethings
Every acquaintance, friends , every person who has place in your heart , it is the time with them that really means somethings, nothing else matters.
[After the wedding]
[After the wedding]
Saturday, June 7, 2014
EQ
1.
(Psychology) emotional quotient, a (notional) measure of a person's
adequacy in such areas as self-awareness, empathy, and dealing
sensitively with other people
چرا افراد افسرده از رختخواب بیرون نمی آیند
یکی از شایع ترین تعریف ها نسبت به افسردگی این است که انسان افسرده تعادل شیمیایی هورمون های مورد نیاز درون مغزش را از دست داده است. ولی با وجود تلاش همه جانبه علم داروسازی برای فراهم کردن تعادل دوباره در مغز افراد افسرده، شاهد آن هستیم که بیماری افسردگی روز به روز گسترش بیشتری در دنیای معاصر می یابد.
دکتر روتنبرگ که خودش در نوجوانی تجربه وحشتناک افسردگی را لمس کرده است این تفسیر و تحلیل از افسردگی را کافی نمی داند بویژه اینکه همواره این پرسش در برابرش قرار می گرفت که چرا این بیماری روز به روز از شیوع بیشتری برخوردار می شود.
دکتر جاناتان روتنبرگ نویسنده کتاب « ریشه های تکاملی شیوع افسردگی» بدون آنکه منکر تاثیرات شفابخش داروهای افسردگی باشد بر اساس نظریه روانشناسی تکاملی، دلیل جدیدی را برای شیوع افسردگی ابراز کرده است که توضیح و تشخیص آن باعث دستیابی به راه حل های عملی برای مقابله با افسردگی خواهد داشت.
او برعکس نظریه عمومی معتقد است که افراد افسرده هرگز دست از آرزو و اهداف خویش بر نمی دارند. او مدعی است که انرژی و احساساتی که موجود زنده برای دستیابی به یک «چیز» به خرج می دهد بر اساس یک سیتم باستانی در بدن جانوران تعبیه شده است. به نظر او حیوانات چاره ایی ندارند جز تطبیق و عوض کردن و کم و زیاد کردن خواسته های شان و بدن شان نیز تنظیم شده است که به شکل های مختلف حس ناامیدی را با تلاش های خدشه ناپذیر ادامه دهند. برای مثال یک خرس اگر در شکار ماهی در رودخانه موفق نباشد به طور طبیعی می داند که احساسات و انگیزه هایش را کم و زیاد کند و مثلا به ماهی های مرده یا ماهی کوچکتر و یا حتی میوه ها برای رفع گرسنگی بسنده کند.
دکتر روتنبرگ در تحقیقاتش نشان می دهد که انسانها از یک نظر با بقیه حیوانات فرق دارند. انسانها این قدرت را دارند که از هدف و سطح آرزوهای خود پایین نیایند. به اعتقاد دکتر روتنبرگ، بعضی از افراد افسرده بعد از یک شکست بزرگ به جای تغییر هدف تصمیم می گیرند که انگیزه ها و سطح تلاش و توقع خود را به یکباره متوقف کنند.
از نظر او انسان افسرده بعد از روبرو شدن با سدهای بزرگ برای رسیدن به هدف، به جای آنکه دست از آن بکشند بر دستیابی به آن اصرار می ورزند و چون این وضعیت نمی تواند برای مدتی ادامه داشته باشد ضمن اصرار بر تعهدشان برای دستیابی به هدف، تا آنجا پیش می روند که چاره دیگری ندارند جز آنکه سیستم انگیزه، انرژی و تمایل خود را کاملا خاموش سازند.
مثال های زیادی را در زندگی می توان جستجو کرد. دونده حرفه ایی که همه زندگی اش را در این رشته گذرانده است بعد از جراحت قادر به ادامه رقابت نیست ولی قادر به جداسازی خود از تعهد و هدف اصلی زندگی اش نیست و به جای تغییر برنامه زندگی، دستور خاموش شدن انگیزه ها و انرژی در زندگی را برای خود صادر می کند. فردی که رابطه زناشویی اش به یکباره دچار اختلال شده است و همسرش را از دست داده است چون نمی خواهد موقعیت جدیدو هدف جدید زندگی را بپذیرد به یکباره دست از همه انگیزه ها و تمایلات زندگی بر می دارد.
از این منظر بعضی از افراد افسرده با تمام وجود خواهان حل مشکلات مربوط به رسیدن به هدف هستند ولی به خاطر یک قدرت تکاملی که مخصوص انسان هاست چون نمی خواهند بپذیرند که رسیدن به هدف ممکن نیست فرمان قطع انگیزه های زندگی را برای خود صادر می کنند.
دکتر روتنبرگ این نتیجه گیری را بسیار اساسی می داند چون اگر از این زاویه با افراد افسرده برخورد شود کافی است در دوران مشاوره به افراد افسرده این تشخیص منتقل شود که برای بیرون آمدن از وضعیت شان ناگزیر هستند دست از اهداف غیر عملی بردارند و انگیزه ها و احساسات و میل به زندگی را با اهداف جدید ایجاد کنند.
http://marde-rooz.com/?p=32819
Thursday, June 5, 2014
Saturday, May 31, 2014
Sunday, May 25, 2014
Being Different
معلومه ما با هم اختلاف داریم. شما هروقت به صورت جدی در مورد هر مساله ای با هر کسی بهث کنید دچار اختلاف میشد.
امریکا , پول , کار , دموکراسی , مذهب ... شما بر رویه تمامه این مسائل میتونید با دیگران یا حتا با خودتون اختلاف داشته باشد.
ما حتا با خودمون هم اختلاف داریم. خودمون رو سرزنش میکنیم که چرا ٣-٤ سال گذشته همچین باوری داشتم ..
بنا بر این دنبال این نباشیم که که با هم اختلافی نداشته باشیم.
امریکا , پول , کار , دموکراسی , مذهب ... شما بر رویه تمامه این مسائل میتونید با دیگران یا حتا با خودتون اختلاف داشته باشد.
ما حتا با خودمون هم اختلاف داریم. خودمون رو سرزنش میکنیم که چرا ٣-٤ سال گذشته همچین باوری داشتم ..
بنا بر این دنبال این نباشیم که که با هم اختلافی نداشته باشیم.
4 types of disfunctional communications
1. Placating : هرچی شما بگید
2.Blaming
3.Computing : Tautology statements زن زن است , مرد مرد است - انسان باید خوب باشد
4.Distracting
تنها راه صحبت کردن هم سطح سازی است Leveling
نه قصد حمله دارم, نه قصد دفاع , نه حالت پروتکتیو
2.Blaming
3.Computing : Tautology statements زن زن است , مرد مرد است - انسان باید خوب باشد
4.Distracting
تنها راه صحبت کردن هم سطح سازی است Leveling
نه قصد حمله دارم, نه قصد دفاع , نه حالت پروتکتیو
Wednesday, May 21, 2014
Top 5 Regrets of the Dying [Bronnie Ware]
1. I wish I'd had the courage to live a life true to myself, not the life others expected of me.
2. I wish I didn't work so hard.
3. I wish I'd had the courage to express my feelings.
4. I wish I had stayed in touch with my friends.
5. I wish that I had let myself be happier.
2. I wish I didn't work so hard.
3. I wish I'd had the courage to express my feelings.
4. I wish I had stayed in touch with my friends.
5. I wish that I had let myself be happier.
Saturday, May 3, 2014
Thursday, May 1, 2014
Sunday, April 27, 2014
Tuesday, April 15, 2014
Gödel's first incompleteness theorem
Any effectively generated theory capable of expressing elementary arithmetic cannot be both consistent and complete.
Thursday, April 3, 2014
Wednesday, April 2, 2014
Sunday, March 16, 2014
Reason of Depression
http://marde-rooz.com/?p=30149
دکتر ترودی استاد دانشگاه و نویسندهٔ کتاب «فراگیری افسرد گی» معتقد است فرهنگ سوداگرانه دستآوردی جز افسردگی ندارد، چرا که این فرهنگ، بشر را بهعنوان یک شرکت خصوصی تصور میکند که پیوسته و یکتنه با سایر شرکتهای خصوصی جامعه در رقابت است.
از دید خانم دهو، موثرترین دلیل افزایش افسردگی آن است که افراد برای موفقترشدن، برای بیشترداشتن، برای اینکه مدیر خوب و منظبطی برای شرکت خصوصی خود باشند، متحمل فشار کمرشکنی میشوند و آنها را در معرض توقعات بیش از حدی قرار میدهد که باعث از هم فروپاشی روحی و روانی شان میگردد.
خانم دهو این نکته را مورد توجه قرار میدهد که بالابودن توقع جامعه از افرادش و تصحیح مداوم چهرهای که افراد با جدیت تمام ناچارند از خود و برای خود خلق کنند، اجتماع را به دو تکهٔ کاملا مجزا تقسیم میکند. اجتماع به دو گروه اقلیت برنده و اکثریت بازنده تقسیم میشود.
نکتهی مهم این است که در هر دو گروه اجتماعی بازنده و برنده افسردگی شایع است؛ آنها که برنده شدهاند تازه درمییابند که برای نگهداری و رشد بیشتر دستآوردهای خویش باید بر ظرفیت و همت خود بیافزایند، تلاش بیشتری کنند و چهرهٔ جدیدتر و دارایی بیشتری به دست آورند. از سوی دیگر، خیل عظیم بازندگان و کسانی که از قطار ثروت و شهرت عقب افتادهاند نیز، نمیتوانند آنچه هستند و میتوانند باشند را بپذیرند و همهٔ وجودشان با یاسی شرمآور آکنده میگردد.
اسطورهٔ مدرن بشر این است که ما قادر به تصحیح و رشد هستیم؛ ما بدین خاطر با افراد دیگر رقابت نمیکنیم که قضاوت و نگاه دیگران برایمان مهم است، بلکه رقابت میکنیم تا خود را در معرض آزمایش خویش قرار دهیم و بتوانیم بر حد تواناییهایمان بیافزاییم.
فرهنگ و ارزشهای معاصر میگوید اگر از خودتان راضی باشید و اگر به کم بودن و کم داشتن قناعت کنید این بدان معناست که شخصیت بازندهای دارید. هویت انسان جدید شبیه ماشین پرقدرتی است که انگیزهٔ بالایی برای حرکت دارد ولی سوخت آن از روح و روان محدود بشر مایه میگیرد و دیر یا زود این منبع روحی تخلیه خواهد گشت.
از این زاویه دید، افسردگی نوعی خودآزاری است. به عبارتی وقتی به دامان فرهنگ شرم درغلتیدیم؛ شرم نه از دیگران بلکه از باختن و کوتاهآمدن و نفر اول نبودن. حتی آنهایی که به خاطر دستآوردهای خود مورد احترام دیگران قرار میگیرند نیز به شکلی سیریناپذیر از خودشان شرمنده میمانند چرا که در طلب دستآورد و دارایی بیشتری هستند.
از دید دکتر «ترودی دهو» افسردگی بشر معاصر، نتیجهٔ از دست دادن انرژی روحی و روانی است؛ به عبارتی دیگر، انرژی متعادلکنندهٔ بشر در مسابقهٔ پوچ و ناتمام اقتصاد سوداگرانه به هدر میرود. در این سیستم اقتصادی، کسی افسرده است که قدرت و انگیزهٔ حرکت به سمت بیشتر و بالاتر و بزرگتر را از دست داده است.
In 2009, Trudy Dehue, author of the ‘De depressie epidemie’ won the Eureka Oeuvre prize for the best oeuvre in the field of scientific communication
Subscribe to:
Posts (Atom)
