Sunday, May 25, 2014

Being Different

معلومه ما با هم اختلاف داریم. شما هروقت به صورت جدی در  مورد هر مساله ای با هر کسی بهث کنید دچار اختلاف میشد.
امریکا , پول , کار , دموکراسی , مذهب ... شما بر رویه تمامه این مسائل میتونید با دیگران یا حتا با خودتون اختلاف داشته باشد.
ما حتا با خودمون هم اختلاف داریم. خودمون رو سرزنش میکنیم که چرا ٣-٤ سال گذشته همچین باوری   داشتم ..
بنا بر این دنبال این نباشیم که که با هم اختلافی نداشته باشیم.

4 types of disfunctional communications

1. Placating : هرچی شما بگید
2.Blaming
3.Computing : Tautology statements زن زن است , مرد مرد است  - انسان باید خوب باشد
4.Distracting

تنها راه صحبت کردن  هم سطح سازی است   Leveling
نه قصد حمله دارم, نه قصد دفاع , نه حالت پروتکتیو

Wednesday, May 21, 2014

Top 5 Regrets of the Dying [Bronnie Ware]

1. I wish I'd had the courage to live a life true to myself, not the life others expected of me. 
2. I wish I didn't work so hard.
3. I wish I'd had the courage to express my feelings.
4. I wish I had stayed in touch with my friends.
5. I wish that I had let myself be happier.   


 

Tuesday, April 15, 2014

Gödel's first incompleteness theorem

Any effectively generated theory capable of expressing elementary arithmetic cannot be both consistent and complete.

Sunday, March 16, 2014

Habits and Behavior

انسا ن ها بر اساس ایده ال  ذهنشون  صحبت میکنند و بر اساس عادت ها رفتار میکنند

Reason of Depression

http://marde-rooz.com/?p=30149



دکتر ترودی  استاد دانشگاه و نویسندهٔ کتاب «فراگیری افسرد گی» معتقد است فرهنگ سوداگرانه دست‌آوردی جز افسردگی ندارد، چرا که این فرهنگ، بشر را به‌عنوان یک شرکت خصوصی‌ تصور می‌کند که پیوسته و یک‌تنه با سایر شرکت‌های خصوصی جامعه در رقابت است.

Trudie Dehue

از دید خانم دهو، موثر‌ترین دلیل افزایش افسردگی آن است که افراد برای موفق‌ترشدن، برای بیشترداشتن، برای این‌که مدیر خوب و منظبطی برای شرکت خصوصی خود باشند، متحمل فشار کمرشکنی می‌شوند و آن‌ها را در معرض توقعات بیش از حدی قرار می‌دهد که باعث از هم فروپاشی روحی و روانی شان می‌گردد.

خانم دهو این نکته را مورد توجه قرار می‌دهد که بالابودن توقع جامعه از افرادش و تصحیح مداوم چهره‌ای که افراد با جدیت تمام ناچارند از خود و برای خود خلق کنند، اجتماع را به دو تکهٔ کاملا مجزا تقسیم می‌کند. اجتماع به دو گروه اقلیت برنده و اکثریت بازنده تقسیم می‌شود.

نکته‌ی مهم این است که در هر دو گروه اجتماعی بازنده و برنده افسردگی شایع است؛ آنها که برنده شده‌اند تازه درمی‌یابند که برای نگهداری و رشد بیشتر دست‌آوردهای خویش باید بر ظرفیت و همت خود بیافزایند، تلاش بیشتری کنند و چهرهٔ جدید‌تر و دارایی بیشتری به دست آورند. از سوی دیگر، خیل عظیم بازندگان و کسانی که از قطار ثروت و شهرت عقب افتاده‌اند نیز، نمی‌توانند آن‌چه هستند و می‌توانند باشند را بپذیرند و همهٔ وجودشان با یاسی شرم‌آور آکنده می‌گردد.
اسطورهٔ مدرن بشر این است که ما قادر به تصحیح و رشد هستیم؛ ما بدین خاطر با افراد دیگر رقابت نمی‌کنیم که قضاوت و نگاه دیگران برایمان مهم است، بلکه رقابت می‌کنیم تا خود را در معرض آزمایش خویش قرار دهیم و بتوانیم بر حد توانایی‌هایمان بیافزاییم.
De_depressie_epidemie

فرهنگ و ارزش‌های معاصر می‌گوید اگر از خودتان راضی باشید و اگر به کم‌ بودن و کم‌ داشتن قناعت کنید این بدان معناست که شخصیت بازنده‌ای دارید. هویت انسان جدید شبیه ماشین پرقدرتی است که انگیزهٔ بالایی برای حرکت دارد ولی سوخت آن از روح و روان محدود بشر مایه می‌گیرد و دیر یا زود این منبع روحی تخلیه خواهد گشت.

از این زاویه دید، افسردگی نوعی خودآزاری است. به عبارتی وقتی به دامان فرهنگ شرم درغلتیدیم؛ شرم نه از دیگران بل‌که از باختن و کوتاه‌آمدن و نفر اول نبودن. حتی آن‌هایی که به خاطر دست‌آوردهای خود مورد احترام دیگران قرار می‌گیرند نیز به شکلی سیری‌ناپذیر از خودشان شرمنده می‌مانند چرا که در طلب دست‌آورد و دارایی بیشتری هستند.

از دید  دکتر «ترودی دهو» افسردگی بشر معاصر، نتیجهٔ از دست دادن انرژی روحی و روانی است؛ به عبارتی دیگر، انرژی متعادل‌کنندهٔ بشر در مسابقهٔ پوچ و ناتمام اقتصاد سوداگرانه به هدر می‌رود. در این سیستم اقتصادی، کسی افسرده است که قدرت و انگیزهٔ حرکت به سمت بیشتر و بالا‌تر و بزرگ‌تر را از دست داده است.
In 2009, Trudy Dehue, author of the ‘De depressie epidemie’ won the Eureka Oeuvre prize for the best oeuvre in the field of scientific communication

Tuesday, January 28, 2014

Revolution in 1 shot

هیچ کس  به کشتن خود  اینچنین بر نخواست
من به زندگی نشستم

شاملو

Wednesday, January 8, 2014

وجود دوستان لازم و ضروری

یکى از راه‏هاى ارتقاى سلامت روانى جامعه، معرفى و شناساندن اصول بهداشت روانى به مردم مى‏باشد. بهداشت روانى داراى اصول مختلفى است؛ از جمله: احترام فرد به شخصیت خود و دیگران، انعطاف‏پذیرى، توجه به زمینه‏ هاى آسیب‏ پذیر، برقرار کردن روابط صمیمانه با دیگران و… . در این میان، اصل برقرار کردن روابط صمیمانه با دیگران، از آن حیث که هم داراى آثار فردى و هم اجتماعى است، یکى از مهم‏ترین اصول به شمار مى‏رود. بى‏ شک، انسان ناگزیر از برقرارى روابط اجتماعى است و نمى ‏توان زندگى را بدون مراوده و برخورد با دیگران به راحتى ادامه داد. منتها آنچه در این زمینه مهم و تأثیرگذار بر میزان سلامت انسان و نحوه زندگى اوست، چگونگى برقرارى این روابط مى‏باشد. تنها رفت و آمد و دوستى ‏هاى سطحى براى یک زندگى سالم کافى نیست. چه بسا کسانى که با انسان‏هاى متعددى در طول زندگى خود رابطه داشته‏ اند و بنا به مقتضاى کار یا موقعیتشان افراد زیادى را مى‏ شناسند، ولى از حس تنهایى و افسردگى رنج ببرند. لازم است انسان با اطرافیان خود نه فقط براى برطرف شدن احتیاجاتش، بلکه براى محبت کردن و عشق ورزیدن و توجه به نیازهاى آنها نیز تعامل داشته باشد تا از خودبینى و بى‏ توجهى به احساسات و مسائل دیگران که از مشکلات روانى به شمار مى ‏آیند به دور باشد و از آثار مطلوب این‏گونه تعاملات نیز برخوردار شود. بخصوص در فضاى کنونى حاکم بر جوامع که انسان‏ها را به سمت تنهایى و انزوا سوق مى‏ دهد، برقرارى روابط صمیمانه یکى از مۆلفه‏ هاى اصلى سلامت روان به شمار مى ‏رود. از این‏رو، ضرورى است که چگونگى و آثار روابط اجتماعى صمیمانه با دقت مورد بررسى قرار گیرد و به عنوان راهى مۆثر براى دست‏یابى و ارتقاى سلامت روانى معرفى گردد.

همه انسانها در زندگی اجتماعی خود ناگزیرند افراد خاصی را به عنوان دوست انتخاب کنند و با آنان روابط صمیمانه‏ ترى داشته باشند. در این رابطه های صمیمانه یکى از نیازهاى عاطفى و روانى انسان که نیاز به «پیوندجویى» است، مرتفع می شود.

برقراری روابط دوستانه و صمیمانه، ابراز محبت وعلاقه،  اعتماد و خودفاش سازی دو جانبه ، همکاری،  داشتن یار و همدم به هنگام گرفتاری و آلام روحی و داشتن دوستی های پایدار و مساعد با دیگران بر روى شخصیت انسان فوق‏العاده‏ تاثیرگذار است و یکی از نشانه های بهداشت و سلامت روان محسوب می شود. بر اساس پژوهش منتشر شده در ژورنال «اپیدمیولوژی و بهداشت جامعه»، سلامت روانی زنان و مردان در میانسالی، بستگی دارد به داشتن حلقه وسیعی از دوستان (حداقل ۱۰ نفر) که یکدیگر را به صورت منظم ملاقات می کنند. البته در سلامت روانی زنان، داشتن دوست نقش موثرتری دارد.
در تحقیقی دیگر که برروی زنان افسرده و غیر افسرده انجام گرفته، مشخص شده است که زنان افسرده، هیچ دوست صمیمی و پشتیبانی نداشته اند. اهمیتِ دوست‏ یابى به قدری است که حضرت علی (ع) فرموده اند: «دوستان برطرف‏کننده غم‏ها و اندوه‏ها هستند.»

با توجه به اهمیت دوستی در زندگی، در این یاداشت سعی کرده ایم به برخی از آثار مثبت این نوع معاشرت ها بر سلامت روان اشاره نمائیم:


نشاط  و شادکامی : روان شناسان معتقدند ” انسانها هرگز نمی توانند بدون داشتن روابط صمیمانه با اطرافیان خود احساس شادکامی و سرور داشته باشند”. نشاط درونی همیشه از طریق ارتباطات محبت آمیز و سالم با افراد مورد علاقه بدست می آید. تحقیقات متعددی نیز نشان داده است که داشتن روابط اجتماعی غنی و رضایتمند و معاشرت سالم و حمایتی با دوستان از جمله ویژگی های افراد با نشاط و شاد است، بنابراین دوستان هر فردی می توانند با حمایت عاطفی خویش، همچون ارمغان شادی بخشی باشند که موجب ارتقای سلامت روان و ذهن  شوند.

آرامش ذهن : آرامش روح ، گمشده بسیاری از آدمها در دنیای امروز است. داشتن روابط صحیح و سالم با دیگران یکی از ساده ترین روش های دستیابی به آرامش و در آغوش گرفتن آن است. داشتن یک شبکه اجتماعی غنی حمایت شده، همچون سپری در مقابل مصائب است که باعث می شود فرد هیچ گاه احساس تنهایی نکرده و این اطمینان را داشته باشد که به هنگام اضطراب و یا در شرایط ناخوشایند زندگی، می تواند بر این شبکه حمایتی پناه برده و بر آن تکیه کند. داشتن چنین پوشش حمایتی به خودی خود باعث می شود که  فرد وقایع تلخ زندگی و موقعیت‏هاى فشارزا را کمتر آزارنده و تهدید کننده ارزیابی کند و به موجب آن نیز  از آرامش خاطر بهره مند شود.

احساس امنیت: داشتن روابطی صمیمانه همراه با حس برادری و اعتماد به دیگران، ارضاکننده ترین پیوندی است که باعث می شود فرد احساس امنیت کند و به موجب آن نیز خواستار  حفظ حرمت خود و دیگری باشد. در این حالت امنیتی، فرد به یقین می داند که دوست او امین است و در همه حال حافظ جان، مال، ناموس، آبروی اوست، لذا به همین سبب از خیانت و تنهایی نمی ترسد و سلامت روح و امنیت خاطر خواهد داشت.
دوست

امیدواری: امید یکی از مولفه های اصلی سلامت روان است و داشتن روابط صمیمانه با دیگران، باعث امیدواری می شود.

کسی که با دیگران ارتباط مساعدی دارد می داند پیامدهای خوشی در انتظار اوست و این انتظار پاداش، انگیزه عملی  می شود که فرد در جهت برقراری روابط سالم و صحیح با دیگران گام بردارد. از سوی دیگر فرد می داند افرادی حمایت کننده در اطراف او هستند که این خود نیز زمینه امیدواری را فراهم می کند. وقتی فرد دچار مشکلی می شود و یا  تحت فشاراست به یقین می داند کسانی هستند که سعی می کنند مشکل او را برطرف سازند و همراه او باشند. این حمایت اجتماعی باعث می شود از استرس و فشار روانی فرد کاسته شده و  دلگرم و مطمئن شود و با امید بیشتری برای مقابله و حل مسئله پیش رود. به دیگر سخن، امید بسان یک احساس اطمینان است که با وجود ناکامی ها و یا شکست های موقت می تواند ادامه داشته باشد در این صورت است که فرد اگر حتی موفق هم نشود و یا نتواند کاری انجام دهد، می تواند با درک همدلی دیگران شرایط سخت را راحت تر تحمل کند. این حس تنها نبودن برای او امید واقعی است.

احساس ارزشمندى : اعتماد به نفس و احترام به خود یکی از مهمترین ملاک های روان سالم است. اعتماد به نفس، احساس کفایت و ارزشمندی و هویت داشتن یکی از انگیزه های روانی هر فردی برای بقا و شکوفایی استعدادهای نهفته است و بالا بودن آن  باعث می شود فرد از بسیاری مشکلات و ناراحتی های روانی چون احساس حقارت ، بی پناهی، دلسردی و… به دور باشد.

بخشی از اعتماد به نفس، با حضور دیگران ساخته شده و بارور می شود. وقتی فرد احساس کند که مورد تائید و پذیرش و یا علاقه و محبت دیگری و یا دیگران است،  نیاز به احترام او از سوی دیگران غنی شده و باعث می شود فرد احساس مثبتی نسبت به خود داشته و به عزت نفس دست یابد. لذا، می توان گفت یکی از مهمترین راه های دریافت عزت نفس برقراری روابط عاطفی و صمیمانه با دیگران است